از نظر تاریخی ، ماجرا با یک داستان آغاز می شود. آن داستان چنین است که چنگیز، پس از آن که با فتح چین یک امپراطوری بزرگ در آسیای دور تشکیل داد،در اندیشه تجارت با غرب افتاد. به همین دلیل ، با نگاشتن نامه ای به سلطان محمدخوارزمشاه ، از وی خواست تا باب تجارت میان آنها گشوده شود. در مرحله نخست ، شماری از تاجران به نزد چنگیز رفتند؛ اما با ارائه قیمت های بالا برای اجناسی که آورده بودند، خشم خان مغول را برانگیختند. وی با صبوری آن راتحمل کرد و پس از آن ، چهارصد و پنجاه بازرگان را همراه شماری ناظر مغولی که روی هم رفته پانصد نفر بودند به سوی غرب فرستاد. شماری از این افراد مسلمان بودند. آنها در شهر اترار اقامت گزیدند.
غایرخان حاکم شهر اَترار که ـ گفته شده ـ طمع در مال آنان کرده بود، به سلطان نوشت که اینان جاسوسانی هستند در لباس تاجر. می بایست با کشتن آنها زهره چشمی از خان مغول بگیریم . سلطان موافقت کرد و بازرگانان کشته شدند. چنگیز باشنیدن این خبر به شدت خشمگین شد. با این حال ، برای آرام کردن اوضاع ، به سلطان نوشت که در عوض این افراد، تنها غایرخان را به او تحویل دهد. سلطان که باغایرخان خویشی داشت ، از پذیرفتن این درخواست ، سر باز زد. وی کار احمقانه دیگری نیز انجام داد و آن این که دستور داد فرستاده خان مغول را بکشند. و باتراشیدن ریش همراهانش ، آنها را به نزد چنگیز بازپس فرستاد. می توان حدس زدکه این اقدام احمقانه چه پیامدی در پی داشت . کشتن شماری بازرگان مسلمان ، حتی اگر از طرف خان مغول آمده بودند، اقدامی مورد پسند مسلمانان نیز نبود. این داستان را مهم ترین عامل حمله مغول به ایران دانسته اند.
آیا این مسأله به تنهایی می توانست عامل تهاجم مغولان به دنیای اسلام باشد؟بدون تردید باید پذیرفت که اقدام مزبور، می توانسته سلطانی چون چنگیز را برای انتقام تحریک کرده باشد؛ اما از سوی دیگر، باید توجه داشت که نیروی عظیمی که در آن سوی سیحون وجود داشت ، به ناچار باید به حرکت در می آمد؛ چرا که چنان جمعیتی که از شمار فراوانی از قبایل فراهم آمده بود، در صورتی که به خارج ازمرزهای خود نمی رفت ، رو در روی یکدیگر قرار می گرفت . به همین دلیل ، مغولان نه تنها به دنیای اسلام که به چین نیز یورش بردند.
در این میان ، چنگیز به عنوان یک جنگجوی هوشیار و امپراطوری ساز، پس ازپیروزی بزرگش بر چین ، نمی توانست آرام بنشیند. این درست است که او عنادودشمنی با دین اسلام نداشت ؛ اما به مانند دهها بلکه صدها نمونه دیگر از افرادِمشابه خود در تاریخ ، علاقه مند بود تا بر سرزمین های دوردست فرمانروایی کند.
در باره انگیزه مغولان از حمله به دنیای اسلام ، از دست های پنهان و آشکارمسیحیان اروپایی یا به عبارت صریح تر صلیبی ها سخن فراوان گفته شده است .مسیحیان امید پیروزی در شرق را داشتند و دهها سال بود که به تبلیغات مذهبی میان مغولان مشغول بودند. باتوجه به تسامح مغولان در امر دینداری و گرویدن شماری از آنان به آیین مسیحیت ، صلیبیان ، زمینه را برای پیروزی مذهبی خود و تحریک مغولان بر ضد مسلمانان مساعد می دیدند.
در این میان ، پای انگیزه های سیاسی نیز به میان آمد. صلیبی ها کوشیدند تامسلمانان را همزمان از شرق و غرب تحت فشار بگذارند. آنان امید داشتند تا باتحریک مغولان در حمله به دنیای اسلام ، بتوانند از پشت بر مسلمانان خنجر بزنند.بنابراین ، برای تحقق اهداف خود، نمایندگان فراوانی را نزد مغولان فرستادند و آنهارا بر این امر تحریک کردند.

در دلالیل حمله ی مغول ها به ایران رد پای خلیفه ی عباسی را نباید از نظر دور داشت
خلیفه عباسی الناصر لدین الله با سلطان محمد خوارزمشاه میانه خوبی نداشت و از هر فرصت ممكن برای تحریك حكومتهای محلی در شرق علیه خوارزمشاه استفاده می كرد و قدرتمندی سلطان محمد برای دستگاه خلافت چنان خطری بود كه خلیفه باطناَ بی میل نبود كه حریف خود را به دست مغولان بیند و از شر او راحت گردد. برای اثبات این ادعا شواعد تاریخی زیاد وجود دارد كه به چند مورد اشاره می شود :
ابن اثیر كه خود ناظر آخرین دوره خلافت عباسی و حملات مغول بوده است با صریح ترین تعبیر نقش خلیفة عباسی الناصر لدین الله را در كشاندن مغولان به سرزمینهای اسلامی تأیید كرده و می نویسد:
«آنچه ایرانیان به او نسبت داده اند كه او مغولان را در مورد بلاد اسلامی به طمع انداخته و در این رابطه با آنها به نامه نگاری پرداخته درست است این ضربة عظیمی است كه هر گناه بزرگی در مقابل آن كوچك است
ابوالغداء (729 ه ق ) یكی دیگر از مورخین اهل سنت نیز این امر را تأیید كرده و می گوید :
«از دشمنی كه میان ناصر و خوارزمشاه وجود داشت ناصر می خواست كه خوارزمشاه گرفتار آنان (مغولها) باشد و قصد عراق نكند
در ورایت دیگری از قول «روبروك» كه خود در دستگاه مغول بوده آمده است كه : «بار دیگر سفیر خلیفه بقرافروم رسید این فرستاده مأموریت داشت تا با امپراطور جدید قرارداد صلح منعقد سازد و متعهد گردد كه ده هزار سوار برای پیشبرد فتوحات در ایران در اختیار مغولان گذارد خان مغول خواستار آن بود كه خلیفه تمام استحكامات قلاع خود را ویران كند و البته این پیشنهاد توسط سفیر خلیفه رد شد
مدرسه شهید توپچی...
ما را در سایت مدرسه شهید توپچی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: فرهاد وطندوست
بازدید: 320
تاريخ: 20 / 10 / 1393 ساعت: 17:45